تبليغاتX
فافا67
بچه های دانشگاه ازاد رودهن
 

من ۲ هفتست آپ ردم؟ اره؟ اپ نکردم؟یادم رفت؟یاد ما نیست .چون فاطی مان از لندن(بخوانید بندر) اومده بود و فردا می ره........

تو این یه هفته کار من شده کلاس پیچوندن !چون از وقتی اومده درگیر برنامه ی تولدشیم .از ۳ روز پیش از تولد به ما گفتن دست به چیزی نزن تنها کاری که می کنی شستن دستشویی باشد . ما احتمال می دهیم آنها فهمیده باشند که ما جوهر نمک را با وایتکس چه طور قاطی می کنیم و سپس زانو می زنیم و محل مربوطه را می سابیم !اینارو می دونن و می پرسن چرا زانوهات رنگش با جاهای دیگت فرق داره!!!!!!!!!!!!

تولد دیشب فاطی بشتر شبیه تولد من بود.دوستای خودش که همه لندن هستن واسه همین من دوستام و   (واسه خالی نبودن عریضه )دعوت نمودم.بماند که با فاطی بیشتر از من صمیمی ان.

معو جات خالی بود که خودم پرش کردم.

شب خوبی بود البته هنوز خبر نداریم  صاحاب خونه قصد بیرون کردن ما را دارد یا خیر. ...ما خدا رو شکر می کنیم که ولوم سیستممان بیش از ۱۰۰ نداشت.

دیشب ما انواع قر ها را اموختیم قر در کمر.قر نوع عرب..عجم از نوع ترکی و کمی همدانی.و جوادی که استادش را نمی گوییم کی بود.(لری را گزاشتیم معو یادمان بدهد)          و اینها را مدیون نسترن و فروغ و سعیده هستیم .مامانمان هم هی اون وسط جیغ می زد که جیغ نزنید و نمی دانست که جیغ خودشان از همه صاحاب خونه بیرون کن تر هست!جملرو!!!

اخرشم فاطی به ما سالاد الویه ای دادکه در عمرمان نخورده بودیم.

ما دیشب برای اولین بار کفش تق تقی پایمان کردیم و باعث شدیم روحیه ی حضار کمی عوض شود .بماند که مادرمان ما را در گوشه ای گیر اورد و به ما گفت مضحکه ی خاص و عام .خوبه خودش نجاتم داد وقتی داشتم با مخ می خوردم زمین!

در آخر کمی مجبور شدیم مهمان ها را  هل بدهیم تا بروند!!

فردا فاطی و کادو ها میرن.ما می مانیم و...........

اینجا نوشت ۱: ما دیشب خودمان را از کیک پر و سپس خفه کردیم.

اینجا نوشت۲:صبح مامانمان ما را بوسید و گفت دوستت داریم که دوستان این چنین خانوم و خاصی دارید.ما به خودمان گفتیم خاصی از خودمان است.

اینجا نوشت ۳:برای من ۴ تا پیکسل خریدن تا باش در چش باشیم.به تو هم می دیم معو .برات  از همان جا یه بلوز خریدیم.راه راه. خسته شدیم از بس به ما گفتن چرا هی راه راه می پوشی ؟شبیه راه راه شدی! خواستیم دوستانمان که تو نزدیکترین و در عین حال دورترین انها می باشی هم کمی حالت گوره خر به خود بگیرند! اگر فیلی نمی شویم می گیم که روش یه مید این یو اس آ  داره.

                              سی تو خریدم یه بلوز

                                                         بیا بگیر ببر بدوز

                                                                                       فافا

اخرین اینجا نوشت:من این ترم اصلا درس نخوندم.الکی هی به همه می گیم درس می خونیم.همش میریم تجریش و پولمان را در جای دور میریزیم .یادمان نمی اید اخرین بار کی ایستایی خواندیم.

جمله خوشگله:نداریم.نمی آد!

یه روز و می خام اختصاص بدم به خوندن وب لاگ دوستام

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 17:10  توسط فافا  | 

 

سلام

نمی دونستم هر روز دانشگاه رفتن اینقد وقتم و می گیره!  دیگه کمتر رنگ خونرو می بینم حتی وقت شام و نهار خوردنم نداریم.خیلی جالبه هفته ها از دسم در رفته و روزا رو سان می بینم!

جمعه ها ام دیگه واسم بی معنیه چون کلاس دارم . گلام که اینقد بهشون می رسیدم تک تک دارن پژمرده می شن .دیگه جونم براتون بگه همه ی اینا باعث شرمندگیه که به دوستام سر نمی زنم اگه بدونین چقدر بیچارم این ترم .فعلا هیچ یادی ام از رانندگی نمی کنم نه پولشو دارم نه وقتشو.من که ۱۰۰ تومن ترمی پول سرویس می دم به درک که با ماشین نرفتم رودهن.

 

دلم تنگ شده دور سفره غذا خوردن.واسه مهمونی رفتن کتابای غیر درسی خوندن!دلم می خواد سبزی پاک کنم با خیال راحت اهنگ گوش بدم و جارو بزنم.(کارم به کجا رسیده)

ولی خب با همه ی اینا دانشگاه رفتن و درس خوندن و زیره بار کوله پشتی تا شدن و دوس دارم .هوا ام داره سرد می شه رودهن که سرتر می شه......سرمارم دوست دارم....دلم واسه فاطی تنگ شده.

امروزم زهرا خانوم سرما خورده بودن لطف کردن به همه سرایت دادن.... یکم گیج می زنم!!!

 

اینجا بنویس:می گم این هات چاکلتا چه خوشمزستا. .......ما هر روز ۴ تا می خوریم فروغ می گه آخرش گاو می شیم...

اینجا بنویس:صاحاب خونمون غر میزنه ....این یعنی اینکه چی؟؟؟؟؟ یعنی ما تو فکره یه سقفیم.

جمله خوشگله:قشنگ یعنی تعبیر عاشقانه ی اشکال.......

خدافظ

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 17:32  توسط فافا  |