تبليغاتX
فافا67 - ما چی می باشیم؟!!!
بچه های دانشگاه ازاد رودهن
 

                        بعله این ماه رمضونم رفت...

خدایی بهترین ماه رمضون عمرم بود.به طرح تعویض شخصییتیم جامه عمل پوشوندم .به زبون خودمون یه عالمه آدم شدم.بابا خودم و اصلاح کردم دیگه !!یعنی این فافایی که داره اینارو می نویسه اصلا اون فافای ۲ ماه پیش نیست .رمضان واسم مثل تابستون  می مونه که به خودم قول می دم از ترم جدید درس بخونم و یه روزم از دست ندم.

بلاخره امروز مامان راه افتاد و رانندگی و شروع کرد بعد از یک سال . حواسم بهش بود یه ۲۰ دقیقه ای حرفی نمی زدو تو فکر بود .یهو دیدم داره من و نیگا می کنه. ..گفت فافا می ای بریم بیرون با ماشین ؟اولش ترسیدم ولی یادم اومد عیده و خلوت.خلاصه راه افتادیم.نه بابا مامان ما ام کلی بلده ها یه جوری با دنده ۴ می روند که احساس کردم شوفر آقا مایکل می باشم .همیشه تو مواقع احتیاج راه می افته.یادمه ۶/۵ سال پیش اولین بار زد به یه ماشین حمل زباله...(البته به همه گفتیم طرف زذ به مامانم)

اها راستی یه چیز مهم:چه تصویری از من تو ذهنتون هست ؟اعم از شخصییتی و تیپی؟از نوشته هام معلومه چه تیپی هستم؟این یه مطلب جالب از وب لاگ یکی از دوستاست.خودم خوندم و نظر دادم.شما ام این کارو بکنین.(جز معو که باهاش بزرگ شدم)  از الان بشینین من و تصور کنین!

خدافظ  شما

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت 20:19  توسط فافا  |