|
بچه های دانشگاه ازاد رودهن
|
|
|
|
||||
|
من ۲ هفتست آپ ردم؟ اره؟ اپ نکردم؟یادم رفت؟یاد ما نیست تو این یه هفته کار من شده کلاس پیچوندن تولد دیشب فاطی بشتر شبیه تولد من بود.دوستای خودش که همه لندن هستن واسه همین من دوستام و (واسه خالی نبودن عریضه )دعوت نمودم.بماند که با فاطی بیشتر از من صمیمی ان. معو جات خالی بود که خودم پرش کردم. شب خوبی بود البته هنوز خبر نداریم صاحاب خونه قصد بیرون کردن ما را دارد یا خیر. دیشب ما انواع قر ها را اموختیم قر در کمر.قر نوع عرب..عجم از نوع ترکی و کمی همدانی.و جوادی که استادش را نمی گوییم کی بود.(لری را گزاشتیم معو یادمان بدهد) اخرشم فاطی به ما سالاد الویه ای دادکه در عمرمان نخورده بودیم. ما دیشب برای اولین بار کفش تق تقی پایمان کردیم و باعث شدیم روحیه ی حضار کمی عوض شود در آخر کمی مجبور شدیم مهمان ها را هل بدهیم تا بروند!! فردا فاطی و کادو ها میرن.ما می مانیم و........... اینجا نوشت ۱: ما دیشب خودمان را از کیک پر و سپس خفه کردیم. اینجا نوشت۲:صبح مامانمان ما را بوسید و گفت دوستت داریم که دوستان این چنین خانوم و خاصی دارید.ما به خودمان گفتیم خاصی از خودمان است. اینجا نوشت ۳:برای من ۴ تا پیکسل خریدن تا باش در چش باشیم.به تو هم می دیم معو سی تو خریدم یه بلوز بیا بگیر ببر بدوز فافا اخرین اینجا نوشت:من این ترم اصلا درس نخوندم.الکی هی به همه می گیم درس می خونیم جمله خوشگله:نداریم.نمی آد! یه روز و می خام اختصاص بدم به خوندن وب لاگ دوستام
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 17:10 توسط فافا
|
|
|||||
|
|||||