تبليغاتX
فافا67 - تلمبار خاطرات
بچه های دانشگاه ازاد رودهن
 

من عصبیم یه عالمه نوشتم پاک شد من اه اه اه اه اه

ما میریم سیگاری بشیم.....................................................!کاپتان بلک

امتحان فارسی عمومی دارم وگرنه کلی می نوشتم می دونم خیلی منتظرین....

مامان رفته بندر......بابا ام یه کباب ÷ز خریده و الان 2 هفتست داریم کباب می خوریم......از گوجه بگیر تا جوجه

شبیه کباب شدیم.......تازه کباب وسط هال درس می کنیم که گرمم بشیم.....

 

دندونم بد درد می کنه

خدایا من اگه کور بودم خوشبخت تر نبودم؟ مثه یه الاغ تنها تو کویر زندگی رها شدم...... قلبم چیزه مزخرفیه ها تپش می گیره

یکی من و توجیح کنه...

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 19:44  توسط فافا  |